X
تبلیغات
رایتل
нσмє • ρяσƒιℓє • Lιиκ • ᗩяcнιʌɛƨ • Ɖɛƨιɢиɛr

✿کمـی بـــآ احسـآس✿

پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمر طعمه ی روزگار بوده ام !

من هنوز تنهام...

   








یه روز بهم گفتــــ : «مےخوام باهات دوست باشم؛ آخه مے‌دونے؟ من اینجا خیلے تنهام».



بهش لبخند زدم و گفتمــــ : «آره مے‌دونم. فکر خوبیه.من هم خیلے تنهام».



یه روز دیگه بهم گفتــــ : «مے‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مے‌دونے؟ من اینجا خیلے تنهام».



بهش لبخند زدم و گفتمــــ : «آره مے‌دونم. فکر خوبیه.من هم خیلے تنهام».



 یه روز دیگه گفتــــ : «مے‌خوام برم یه جاے دور، جایے که هیچ مزاحمے نباشه.



بعد که همه چیز روبه راه شد تو هم بیا. آخه مے‌دونے؟ من اینجا خیلے تنهام».




بهش لبخند زدم و گفتمـــــ : «آره مے‌دونم. فکر خوبیه. من هم خیلے تنهام».




یه روز تو نامه‌ اش نوشتــــ : «من اینجا یه دوست پیدا کردم. آخه مےدونے؟ من اینجا خیلے تنهام».



براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتمــــ : «آره مے‌دونم. فکر خوبیه.من هم خیلے تنهام».



 یه روز یه نامه نوشتــــ : «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگے کنم.



آخه مے‌دونے؟ من اینجاخیلے تنهام».




براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتمــــ : «آره مے‌دونم. فکر خوبیه. من هم خیلے تنهام».


حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم ولی




 چیزی که ناراحتم   مے‌ کنه اینه که



نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهامــــ ...











  سـَلـآمـ دوست جونیـآی خودمـ


ببخشیدبابت غیبت طولـــآنی که دآشتمـ


کلی دلم واستون تنگ شدهـ بود،


بااین غیبت فهمیدم کدوم بچه های نت واقعاواسه خودم میان وبم نه وآسهـ کـآمنت!!!


آجی الناز،آجی سپیدهـ دلـ منمـ واستونـ تنگـ شدهـ بود


فدآتون بشمـ من


دیه کم ترازهمیشه نت میام


درگیردرس هستم شدید!!!


اونـ وبمـ روهمـ آپـ کردمـ


دیهـ حـرفی نیستـ


بـآی






+ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 | 11:49 | Ϸдrisд | نظرات (0)